نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

اندر مزایای زندگی خوابگاهی

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۲۹ ب.ظ

+ یکی از جذابیت های خوابگاهی که ساکنش هستم، حمام و دوشی هست که داره! این جاذبه تو خونه ی خودمون نیست!

حمام خونمون از نوع دوش های دستیه و آبی که میده بیرون قدرت بالایی نداره! چه بخوای شیر رو تا آخرش باز کنی یا نه، یه چیزه!

اما حمام خوابگاه از اون دوش های ثابته (قدیمی) و وقتی آب را با قدرت باز می کنی، ضربه ای که به جسمت میزنه خیلی لذت بخشه ... لذتی داره که احساس می کنی بند بند وجودت از لوث وجود میکروب ها پاک میشه.

+ یکی از جذابیت های زندگی مجردی و دور موندن از خانواده اینه که به خدا نزدیک تری ... حضورش رو بیشتر احساس می کنی نسبت به وقتی که در کنار خانواده ای. سر نماز که می ایستی، معنای بیشتری برای خوندن نماز داری: نماز خوندن میشه واست همون دوش خوابگاه که با قدرت میزنه به وجودت ... اونم سه بار در روز. با استعاره های بیشتری زندگی می کنی و زندگیت بیشتر معنا پیدا میکنه.




امروز نوشتن پایان نامه رو به صورت کاملا جدی شروع کردم و با خودم قرار گذاشتم تا یه هفته تموم کنم! و حداکثر تا انتهای مرداد دفاع کنم. وقتی این تصمیم رو با استادم در میون گذاشتم خیلی راضی نبود و دوس داشت صبر کنم تا شهریور! 

 

نظرات  (۹)

۲۳ تیر ۹۳ ، ۲۳:۳۱ یک عدد خانم مهندس
زندگی خوابگاهی یه سری مزایا داره درست ولی معایبش بیشتره خداییش.....
حموم خوابگاهو هستم.....!!!خخخخخخخ
پس چرا من حس میکنم ایمانم ضعیف ترشده.....؟!!و اصلا از این وضع راضی نیستم....
آفرین اراده..........موفق باشی.

پاسخ:
اون که آره! معایبم زیاد داره! ولی همه ی این ها فرصته به نظرم! ظرفیته!!!!
مثه اینکه حمومای اکثر خوابگاها اینطورن!

راستش اون رو نمی دونم. ولی وقتی من به خودم نگاه می کنم می بینم تنها کاری که می تونم بکنم پناه ببرم به خدا! والا!
ممنون!
۲۴ تیر ۹۳ ، ۰۰:۳۳ یک عدد خانم مهندس
آره واقعا ظرفیت آدم میره بالا و انعطاف پذیری هم بیشتر میشه....من و اکثر دوستام تغییرو تو خودمون حس میکنیم....
میدونی تو خوابگاه عوامل مزاحم زیادن که باعث غفلت میشن......و البته حفظ ایمان تو همچین شرایطی خیلی شیرین ولذت بخشه تا این که توی خونه ی خودت بشینی و هیچ عامل مخربی هم دور و ورت نباشه...
البته جو خوابگاه های ارشد خیلی بهتر از کارشناسیه....
پاسخ:
هومم.

آره قبول دارم تو خوبگاه عوامل مزاحم زیادن!

چیزه دیگه ای که هست آدم نمی دونه خوده ایمان رو داره یا حسش رو؟! نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه!
آقای ضیا حسم میگه از اون دسته آدم هایی هستین که وقتی آدم همراهتون میشه فقط لبخند به صورتش میاد!!
حرفای جدی شما هم  گاهی باعث خندیدن میشه ، شایدم کمالات همنشین، یعنی دکتر شیری در شما اثر کرده !با اینکه استاد شیری رو از نزدیک ملاقات نکردم اما آشناترین آشنای سال های اخیر زندگیم هستن .
پاسخ:
خانومه سمانه خانم! درست حدس زدین!! اما من یه درونگرام و معمولا مردمی که بار اول می بینن منو فکر می کنن خیلی خشک و بی احساسم، اما از دریای درونم خبر ندارن! 

مطمئنن از دکتر شیری تاثیر پذیرفتم و لبخند بر لب آوردنام هدف دار شده!
نمیدونم متوجه شدین که پست رازو رمز سعادت رو امروز عمومی کردم یانه؟
کلی مطلب چند ماه اخیر نوشتم که تو ثبت موقت هستن که تصمیم دارم به مرور عمومیشون کنم
پاسخ:
آره آره! اتفاقا می خواستم تو کامنتا بذارم که شماره ی پست ها 4 تا 4 تا تغییر می کنن!!

منتظر هستیم!
آخ این حمام های قدیمی... وای که خیلی محشرند.. من عاشق حمام خانه مادربزرگم هستم.. آنجا هم چنین دوشی دارد اما چیزی که مرا از کودکی یعنی همیشه عاشق خودش کرده و نگه داشته، اندازه ی نسبتا بزرگش و پـــنـــجــره اش است.. پنجره اش واقعا تجربه ی حمام رفتن را به یک قصه پریان تبدیل می کند. مخصوصا چون بیرون یک درخت هست و شاخه هایش در سطح پنجره هستند و راستش آن حسی که آن حمام به آدم می دهد آن قدل دلنشین است که نمی توان توصیف اش کرد.. :دی
برای پایان نامه هم آفرین.. چه سریع! پیش به سوی اتمام این مقتع (درست نوشتمش؟!)
پاسخ:
مثه اینکه همه از حموم های قدیمی خاطره دارن ها! 

قصه ی پریان؟! 

ممنون! دعا کن پرسیستنسی داشته باشم! (مقطع!)
در مورد ایمان هم موافقم.. به نظرم آدم وقتی »تنها« یعنی دور از خیلی نزدیکان باشه و مجبور باشه رو پای خودش بایستد، ایمانش هم متفاوت خواهد شد.. آدم فقط خودشه و خدا.. ولی مثلا برای من اگر من می خواستم نماز بخوانم، همه نظر می دادند که به به، شیرین این کار و می کنه، آن کار را می کند و حوصله حتی لبخند زدن دیگران به من را برای رفتار عقیدتی ام را ندارم... دقیقا به نظرم مثلا نماز خواندن چیزیست بین من و خدا! پس نمی خواهم اطرافیانم نظر دهند و تاثیری داشته باشند.. یو گِت وات آی مین؟
پاسخ:
یس یس! 

میدونی چیه؟ اگه "همه" در اغلب ِمواقعی که می خواستی خودت باشی، ازت تعریف می کردن و به به و چه چه می کردن شرایط به گونه ای دیگر بود!
۲۷ تیر ۹۳ ، ۱۶:۰۸ نیلبک نیزار
ما از این نعمتی که در مورد دوش های خوابگاه فرمودید ،بی بهره ایم !چون خوابگاه ما هیچ چیش خوب نباشه دوشاش خیلی خوبن!:)
"یکی از جذابیت های زندگی مجردی و دور موندن از خانواده اینه که به خدا نزدیک تری ..."
اینوقبول دارم خیلی !

یکی دیگه از مزایای خوابگاه اینه که آدم میتونه به شدت خودش باشه!بر خلاف خونه که همش مجبوری بچه خوبه باشی .یه جورایی دامنه ی انتخاب آدم بیشتر میشه،تو خوابگاه آدم خوب بودنو انتخاب میکنه.
پاسخ:
با توصیف شما، بی بهره بودن از نعمت دوش خوابگاهی رو متوجه نشدم! همچنین ویژگی های داشتن یک دوش خوب!

نمی دونم اسمش رو میشه گذاشت "جذابیت" یا نه ... خودم الان دچار دودلی در این زمینه شدم. ولی من هم قبول دارم این رو!

خود بودن رو قبول دارم، اما خوب بودن رو نه!!
۲۸ تیر ۹۳ ، ۰۴:۴۹ نیلبک نیزار
منظورم از دوش خوابگاهی دوش های ثابته . دوش خوب رو هم از دیدگاه شما منظورم بود (دوش پرفشار!)،خوابگاه ما دوشاش مثل خونس که دستیه و کم فشار .
یا علی !تا حالا در مورد یه دوش انقدر توضیح نداده بودم! :)))
-----------------------------
شاید بهتر بود جمله مو جور دیگه ای بگم :آدم وقتی دور از خانوادس خوب یا بد بودنو انتخاب میکنه (البته اگه حراست تو خوابگاه مامور نداشته باشه!)


پاسخ:
ممنون از شفاف سازی!

به گیرنده هاتون دست نزنین! طبیعته وبلاگ اینطوریه!  

خوابگاه ما حراست داره در حد دربان! اصن خیلی بی مسئولیت هستن. اگه اتفاقی در داخل رخ بده ربطی به حراست نداره!
سلام 
موفق باشید

بچه های ارشد معمولا از کی شروع میکنن به پایان نامه نوشتن؟
من تازه سال2 کارشناسی م. از الان دارم به پایان نامه فکر میکنم!
سوالم جدی بود... " معمولا"، " از کی"؟؟؟

راستی پایان نامه ها تو ارشد باید تحقیقاتی باشن؟
هر کی میدونه ممنون میشم خبرم کنه:)
پاسخ:
سلام.
ممنون. اسم جالبی دارید. بسیار خوشمان آمد.

والا من که تموم کردم حس و حال نوشتنش رو ندارم! تو یه ماه میشه جمعش کرد. با احتساب دو هفته کارای اداری، اگه بخواین اول شهریور دفاع کنین بهتره از تیرماه شروع کنین.
سال دو کارشناسی و در فکر پایان نامه ای؟!

پروژه ی ارشد (یا همون پایان نامه از دید شما!) هرچی که بخواد باشه، تو ایران باید یه کار جدید باشه. یعنی شما باید کار جدیدی انجام داده باشی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی