نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

ادامه سوال (از پست قبل)

شنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۳، ۰۷:۴۲ ب.ظ

در پست قبل سوالی پرسیدم و از شما خواستم که نظر خود را بیان کنید:

کدام‌ یک را می‌پسندید و ارزشمندتر می‌دانید:

            1 – موقعیتِ انجام گناه در جامعه باشد، اما آدمی در برابر آن مقاومت کند.

            2 – در جامعه موقعیت انجام گناه نباشد و فکر گناه کردن به ذهن آدمی خطور نکند. 




پری‌بانو مثال‌های خوبی زدند و درست هم به نتیجه رسیدند: "وقتی از دیدِ فردی به سوال فوق نگاه می‌کنیم، برای فردی که در موقعیت گناه قرار گرفته اما به اون نمی‌پردازه خیلی ارزشمندتره تا برای‌ فردی که اصلا موقعیت براش پیش نیومده."

اما من می‌خوام از دید احتماعی به مسئله نگاه کنم (و نه فردی) و به نتیجه‌ی دیگه‌ای برسم. جامعه‌ای رو در نظر بگیرین که شامل 100 نفر میشه. این 100 نفر از آن‌جایی‌که اعضای یک جامعه هستند با یکدیگر تعامل دارند. اکنون به سوال مطرح شده برگردیم:

در قسمت اول سوال (بند اول)؛ چون فرض کردیم که در جامعه موقعیت گناه هست و افرادی هستند که موقعیت گناه (و خطا) رو فراهم می‌کنن. فرض کنید که به طور متوسط 10 درصد افراد جامعه (یعنی 10 نفر) به این‌ مسئله‌ مشغول هستند (یعنی 10 نفر از 100 نفر به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، خواسته یا ناخواسته، زمینه‌ی گناه و خطا رو فراهم می‌کنند). همچنین 20 درصد از افراد جامعه (به طور متوسط 20 نفر) گناه (و خطا) می‌کنند. چون افراد جامعه با یکدیگر در تعامل هستند، پس 20 نفری که گناه (یا خطا) می‌کنن (به هر دلیلی)، بر روی بقیه‌ی افراد جامعه (70 نفر) تاثیر خواهند گذاشت. می‌پرسید چگونه؟ دروغ گفتن را به عنوان خطا یا گناه در نظر بگیرید. اگر هر یک از اعضای جامعه (بالاخص 70 درصدی که خطا نمی‌کنند) بدانند که افرادی در جامعه هستند که دروغ می‌گویند، به احتمال زیاد نسبت به اعضای دیگر جامعه بدبین خواهند شد؛ چه آنان‌که خود دروغ می‌گویند و چه آنان‌که دروغ نمی‌گویند! البته می‌توان مثال‌های دیگری از خطا یا گناه را بررسی کرد. نتیجه‌ی فراهم شدن زمینه‌ی انجام گناه، چیزی جز پایین آمدن سطح سلامت روانی جامعه نیست. تبعات پایین آمدن سطح سلامت هم بسیار جبران ناپذیر است. 

در قسمت دوم سوال (بند دوم)؛ فرض کردیم که در جامعه موقعیت انجام گناه نیست و 100 درصد افراد جامعه (همه‌ی 100 نفر) خطا نمی‌کنند. به عنوان مثال، اموراتشان با راست گفتن راه می‌افتد و نیازی به دروغ گفتن نمی‌بینند! همه‌ی افراد نسبت به هم خوش‌بین هستند و جامعه سلامت روانی بالایی دارد.

۹۳/۰۷/۲۶
ضیاء شیخ الاسلامی

سوال

نظرات  (۱)

مثال های واقعیش توی جامعه ی خودمون خیلی زیاده.مثلا پارتی بازی!اینقد زیاد شده که جوونایی که پارتی ندارند کلا سراغ کار نمیرن چون نسبت به فضای کسب و کار بدبین شدند یا اینکه اینقد شیاد و کلاهبردار زیاد شده که دیگه شناسایی افراد مستحق کمک واقعا سخته. و صدها مثال دیگر...
کلا توی جامعه ی ما بی اعتمادی زیاد شده....
پاسخ:
بله واقعا همینطوره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی