نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

صدا

يكشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۲۸ ب.ظ

از چه صداهایی خوش‌تون میاد و چه صداهایی رو دوست ندارید که بشنوید؟

برای مثال من از صدای سماوری‌ که جیغ بکشه خیلی خوشم میاد. اما صدای یخچالی که کار می‌کنه، نه.

صدای مرغ و خروس رو خیلی دوست دارم.

صدای تالاپ تولوپ قلب رو دوست دارم، اما صدای تیک‌تاک ساعت رو نه، برام استرس میاره و باعث میشه در لحظه گُم بشم.

صدای بارون هم خیلی دلنشینه، اما صدای ماشین‌ها اذیتم می‌کنه. بوق ماشین‌ها، غرش موتوراشون، صدای آلودگی‌شون ( = سُرفه‌های مردم)

صدای برگ رو دوست دارم؛ چه وقتی که رو شاخه‌ی درخته میرقصه و چه وقتی که زیر ِپا خورد میشه.

صدای ورق زدن صفحات کتابی که دوست دارم.

صدای سادگی رو خیلی دوست دارم.

۹۳/۰۸/۰۴
ضیاء شیخ الاسلامی

صدا

نظرات  (۳)

صدای توپ پینگ پونگ ،صدای قاشق وقتی شیرکاکاهورور به هم میزنم !
پاسخ:
خب از اینا خوشتون میاد؟ 
تا حالا بیشتر به حس ها و شرایطِ مورد علاقه ام فکر کردم تا صدا های مورد علاقه.. اما اکنون کمی فکر کردم.. بیشتر اما احساسات و صحنه های مختلف به ذهنم می رسند :/
ولی از صدا های بـَم خوشم میاد. بهم یه گرمای خاصی می دهنم صدا های واضح و بم. چه صدای آدم ها، چه در موسیقی، چه در صدای ماشین ها. در ماشین ها صدای گرفته شان در پس زمینه را دوست دارم.
از صدای توپی که آدم در مثلا بازی هَندبال پس از پاسی در دستش می گیرد خوشم میاد. اون هم صدای آروم و گرفته ای داره.
در موسیقی بعضی اوقات هم از صدا های محو و سبک خوشم میاد. حسِ سبکی و معلق بودن رو پیدا می کنم. اما هر آهنگی که یه این سبک باشه این حس رو ایجاد نمی کنه.
و صدای ماشین وقتی آرام رانده می شود. مثل هنگام پارک شدن.
و صدای باد رو هم دوست دارم. رهایی را به گوشم می رساند.
برای صدا هایی که دوست ندارم باید بیشتر فکر کنم.. صدای ساعت می تونه اعصاب خرد کن باشه، اما بعضی اوقات به نظرم (برای فقط چند دقیقه، مدتی کوتاه) صدای تیک تاکش آرام بخش است.. بهم می گه که هنوز زمان سرعت گذر اش همانی است که عادت داشتی بهش و همه چیز به قولی اوکــــــیـــه.
از صدا های خیلی نازک خوشم نمیاد. صدا های گنگ.
فکر کنم اگر بیشتر به این موضوع توجه کنم، چیز های مفید تر و بیشتری هم به ذهنم می رسه.. اما فعلا ختمِ نظر.
پاسخ:
خب از حس ها و شرایط مورد علاقه هم باید بنویسیم پس!

هومم. صداهای جدیدی هستند برام.
 امروز این ها هم در مورد صدا هایی که دوست دارم به ذهنم رسیدن: صدای شاتِر دوربین عکاسی، صدای فلاش در آتلیه عکاسی و ترکیدن حباب.
از صدای رانده شدن دوچره و ماشین، یعنی در کل از صدای برخورد لاستیک چرک با زمین هین حرکت هم خوشم میاد.

آره، حس ها و شرایط هم ارزش نوشته شدن دارن، اما به اندازه ی صدا و یا چیزی که لمس می کنیم، انتزاعی نیستند.
پاسخ:
الان که دارم نظرت رو می خونم، صدای قار قار کلاغ میاد به همراه صدای ماشین هایی که از خیابون کناری عبور میکنن. 
صدای تایپ کردن هم میادش!
صدای نفس کشیدنم، صدای فکر کردنم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی