نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

این وضعیت تخماتیک

جمعه, ۱۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۳۳ ق.ظ

این پست به لطایف الحیلی رفع فیلتر شده است.


داشتم سررسید پنج سال پیش رو مرور می‌کردم. لحظاتی رو ثبت کرده بودم که مرورشون بسیار لذت بخش و در بعضی موارد خجالت‌آوره.

رسیدم به شب قدر پنج سال پیش. دیدم چقدر حرف تو دل داشتم که با خدا مطرح کردم. هر سال که گذشت، حرف‌های دلم کمتر شدند و امسال به کمترین مقدار رسیده. نمی‌دونم چی بگم و از چه کلمه‌ای برای توصیف این روند استفاده کنم.


فکر می‌کردم قسمت عمده‌ی نیازهای ناشناخته‌م شناسایی شدن؛ نیاز به مفید بودن، نیاز به زندگی معنادار. و سعی می‌کردم در جهت ارضای اون‌ها قدم بردارم.‌ اما امروز حس دیگه‌ای دارم. حس یک نیاز جدید ناشناخته. حسی که اجازه نمیده تمرکز داشته باشم. حسی که حتی اجازه نمیده بیانش کنم.


دیگه کتاب خریدن و خوندن حال نمیده. شاید علتش این باشه که کمتر اثرات کتابخونی در زندگیم دیده میشه. شاید اسیر حجم اطلاعات مفیدی شدم که نمی‌تونم از اون‌ها در جهت پیش‌برد زندگیم استفاده کنم. شاید همه‌ی این‌ها یه دروغه. یه دروغ بزرگ که باورش کردم.

۹۴/۰۴/۱۹
ضیاء شیخ الاسلامی

این وضعیت تخماتیک

نظرات  (۱)

تبریک میگم!
از فیلتری دراومد
ولی باون تیتری که زدی شایسته ی فیلتر بود!
پاسخ:
ممنون :))
بابا این که موردی نداره. 
باید یه مطلب در این مورد بنویسم! :D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی