نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

واکاوی پیام تخریبی والدین

جمعه, ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۵:۴۴ ب.ظ

بابا به پسرش گفت:

- تنها ایراد شرکت شما اینه که حقوقت ثابته و با اضافه کاری نمی‌تونی حقوقت رو افزایش بدی. به محض این‌که ساعت کاری تموم شد باید شرکت رو ترک کنی که مبادا خودت رو الکی خسته کنی ...

+ موضوع اینه که اگه به کارِت علاقه‌مند باشی، دیگه واست مهم نیست که چقدر واسش وقت می‌ذاری؛ حتی اگه ساعت کاری تموم شده باشه، کارت رو ادامه می‌دی چون بهش علاقه‌مندی !

- پسرم اگر این حرف رو می‌زنم تو ناراحت نشو. کاری که تو الان انجام میدی تخصصی نیست و اگه تو یک روز سرِ کار حاضر نشی بقیه هم می‌تونن انجامش بدن ...
+ (پسر داره با خودش میگه: اطلاعات بابا از شغلِ من کافی نیست و از این رو فکر می‌کنه کارم تخصصی نیست)

- ... و آخرش میشی یکی مثل من که تا آخر عمرش داره واسه یکی دیگه کار می‌کنه ...
+ (پسر داره تلخ‌ترین سخنانی که میشه از بابا شنید رو می‌شنوه ... عزت نفسی که از پسر به واسطه خودتخریبی بابا کم میشه قابل توجهه. آخه میگن باباها، قهرمان بچه‌هاشونن. مسیر و عاقبتی که بابا واسه پسرش ترسیم می‌کنه هم تو عزت نفس پسر تاثیر می‌گذاره)

پسر می‌تونه به سه (3) صورت ناسالم به این پیام پدرش واکنش نشون بده.

صورت اول: منفعلانه (پذیرش) . هرچی که بابا گفت تو ذهنش حک میشه و مقاومتی در برابرش نداره. در این مورد، حقیقتن اگر ارتباطی بین پدر و پسر شکل نگیره بهتر از شکل‌گیری ارتباط مخربه.

صورت دوم: فرار از حرف‌های پدر و انکار اون‌ها به شکل ناموثر. حرف‌های پدر مدام در ذهن پسر بازخوانی میشن و پسر برای فرار از اون‌ها به سمت گزینه‌ها و آرام‌بخش‌های خارجی روی میاره. از قبیل سیگار، مواد مخدر، مشروب، معشوقه‌های یک شبه و ... . همه این‌ها واسه خاطر فراموشی و از یاد بردن حرف‌هایی هست که از سمت بابا دریافت کرده. در این مورد هم اگر ارتباطی بین پدر و پسر شکل نگیره بهتر از شکل‌گیری ارتباط مخرب و با کلی پیامدهای ناگواره.

صورت سوم: جنگ و مبارزه با حرف‌های بابا. در این صورته که پسر واسه اثبات نادرستی حرف‌های پدرش مدام تقلا می‌کنه. و این تقلا کردن و مبارزه برای اثبات خود، بخش بزرگی از زندگی پسر رو تشکیل میده. پسر با هر موقعیتی که روبرو میشه به چشم یک مبارزه نگاه می‌کنه که باید طرف مقابل رو شکست بده و خاک کنه. شکست از طرف مقابل هم یعنی اثبات همه‌ی حرف‌های پدر. در این مورد هم اگر ارتباطی بین پدر و پسر شکل نگیره بهتر از شکل‌گیری ارتباط مخربه.

اما پسر می‌تونه به شیوه‌ی سالم با این پیام پدر روبرو بشه. به شرطی که چنین مواجهه‌ای رو یاد گرفته باشه و بتونه ازش بهره بگیره.

به نظرتون چگونه میشه به شیوه‌ی سالم با این پیام‌های تخریبی مواجهه شد؟

۹۵/۰۹/۱۲
ضیاء شیخ الاسلامی

نظرات  (۵)

۱۲ آذر ۹۵ ، ۱۸:۳۳ محمود بنائی
متاسفانه بعضی حرفها را آدم همیشه یادش میمونه و بهتره که سکوت کرد مقابل پدر چون همه جوره احترامش واجبه.و البته میتونه یک کلید پیشرفت باشه و به هر پیشرفتی که دست پیدا کردی خوشحال باشی که صحبتها تعبیر نشده.
پاسخ:
ممنون از نگاه محتاطانه‌ای که داری. 
بله احترام پدر در هر شرایطی واجبه. 
البته باید مراقب بود که برای احترام به خود و شکوفایی خود منفعلانه رفتار نکنیم و به اقدام مناسب دست بزنیم.
نمیدونم اینا رو برا خودت گفتی یا نه ولی اگر در مورد خودته:
به نظرم بستگی داره اون پسر کی باشه؟!
یعنی اگه شاگرد اول دوره کارشناسی رشته برق باشه و ارشد رو هم شریف خونده باشه کاملا حق با پدرشه!
شایستگی این پسر خیلی بیشتر از ایناست و به نظر من باید تلاششو بکنه تا یه دوره ای از زندگیشو توی یه کشور دیگه با شرایط مناسب تری باشه بعد تصمیم بگیره برا ادامه روش زندگیش!
البته من فقط دارم از دور میبینم ماجرا رو چند بار هم میخواستم بگم ولی پشیمون میشدم:)

پاسخ:
بحث "پیام والدین" از جمله مباحثی هست که در روانشناسی پرداخته میشه و مشابه چیزی که نقل کردم بسیار در گفت‌گوهای بین والدین و فرزندان رخ میده.
همچنین اگر دقت کرده باشی من در مورد پسر اطلاعات زیادی ندادم و همه سعی‌م بوده که در مورد "پیام والدین" بنویسم و نه در مورد یک پسر با شرایط خاص.
واسه همین خواهش می‌کنم که چارچوب ذهنیت رو محدود نکنی (;
۱۳ آذر ۹۵ ، ۱۷:۱۶ یک سه نقطه
این چیزی که گفتی خیلی طبیعی و عادی هست،چون ارزش های نسل ما با پدر و مادرهامون فاصله ی زیادی پیدا کرده،پس این جور پیام ها کاملا عادی هست و امروزه فکر میکنم توی اکثر خونه ها شاهدش باشیم.
به نظر من اول باید طبیعی بودن این اختلاف ها رو بپذیریم و سعی نکنیم خیلی برای خودمون بزرگ و غیرطبیعی جلوه اش بدیم،چون اینجوری قطعا با افزایش حساسیت دیگه وقتی در موردی حق با والدین هم باشه،ما سعی می کنیم در مقابلش مقاومت کنیم،پس نکته ی اول پذیرشه.
بعد هم (باز به نظر من) باید توی موقعیتی که پیش میاد با صحبت نرم و منطقی به والدین بفهمونیم که چیز درست و غلطی توی دنیا وجود نداره و هر کس طبق شرایط و زمانه ی خودش میتونه یه تصمیمی در مورد زندگیش بگیره،که خب قسمت سخت ماجرا اینجاست.تو این حالت باید اونقدر خوب و تاثیرگذار و البته با رعایت احترام صحبت کنی که والدین قانع بشوند،یا حداقل متوجه بشن که توی نوعی یه آدم مستقل هستی و تصمیماتت در مورد زندگی و تبعاتش به خودت بر می گرده.(البته قبلش خودت باید حقیقتا به این باور رسیده باشی.)
اما خب من خودم توی موقعیتش که قرار گرفتم برای حفظ احترام پدر و مادر و جلوگیری از ایجاد تنش دیگه نتونستم ادامه بدم،اما قطعا با تمرین درست میشه:-) 
و یه نکته ی دیگه هم اینه که تو اگه خودت به درستی راهت(حداقل 70درصدش) باور داشته باشی،والدین هم بعد از مدتی مخالفت و ناراحتی بالاخره تسلیم میشن و از خوشحالی و رضایت تو، اونا هم قطعا حس خوبی می گیرند و موضعشون،نه شاید 100درصد، اما تا حد زیادی تغییر میکنه.
اما خب بازم میگم به اون شرطی که گفتم!
(خیلی پرگویی کردم:-( )

پاسخ:
ممنون پری بانو. 
اختیار داری، پر گویی نیست. همیشه :) باش
همین که "پسر"در این شرایط تونسته همون"کار" رو هم پیدا کنه ،"پدر"ش باید کلاه مبارک رو به هوا پرتاب کنه!
پاسخ:
میشه بیشتر توشیح بدی که در کدوم "شرایط"؟
منظور از همین "شرایط":دستمزدهای بالا، شایسته سالاری بیش از حد ،کمبود نیروی کار،تورم منفی،مهاجرت غیر قانونی از کشورهای اروپا(ی غربی ) به داخل،عدم وجود بروکراسی و... هستشP-:
اما تنها پاسخی که دارم اینه که "پسر" تمام تلاشش رو انجام بده و در پاسخ به "پدر"گرامیش بگه:"من با این وضعیات موجود دارم بهینه ترین کار رو انجام می دم و هنوز هم مترصد فرصت های بهتر هستم".

*البته بعید می دونم پدری این چنین پسرش رو آماج امواج منفی و داغون کننده  قرار بده )':
پاسخ:
همشو موافقم جز کمبود نیروی کار :))))
حالا جدا از شوخی نظرم تو هر یک از مواردی که گفتی باهات فرق میکنه.

ممنون از پاسخت. 
نیت پدر مطمئنن خیره. دوست داره بچه‌ش مسیری رو طی کنه که به موفقیت منتهی میشه. و برای این نیت و خواسته‌ش، گاها مجبوره حرفه‌های تلخ بزنه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی