نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

زنجیره افکار

يكشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۷، ۰۵:۱۹ ب.ظ

کارکرد ذهن خیلی عجیبه. مثلا صبح که آلارم گوشی رو می‌شنوه و از خواب بلند میشه:

- چرا آلارم گذاشته بودم؟

+ اهان چون باید برم سرکار.

- اما چرا این‌قدر زود؟

+ چون ممکنه به سرویس نرسم.

- اه لعنتی. اگه میشد یه ربع دیگه بخوابم عالی میشد.

+ پاشو یه آبی بزن به صورتت، خوابت می‌پره.

پنج دقیقه بعد که خواب به کل از سرش پریده، فکر و خیالات روزای گذشته تو ذهن به صورت رَندوم و زنجیره‌ای فراخوانی میشن:

[یک دوست در پالایشگاه:] تو اون سمینار که دکتر شاهیده‌پور که اومده بود گفت ... ← دکتر شاهیده‌پور استاد ایلینویزه ... ← تو کنفرانس مهندسی شریف هم اومد سخنرانی ... ← تو اون کنفرانس دوست‌دختر حمیدرضا جایزه بهترین ارایه رو گرفت ... ← اسمش پ. ث. بود ... ← الان کجاست؟ ... -» [لینکدین رو باز می‌کنه و دنبالش می‌گرده] ... ← سال اخر دکتراس تو یکی از دانشگاهای ایرلند! حمیدرضا هم تو آمریکا ... ← انگار دیروز بود که باهم صحبت می‌کردین. اما الان همه دوستان رفتن خارج ... ← یه تصمیم اشتباه گرفتی و موندی ایران، اونا الان حسابی دارن خوش می‌گذرونن و به درس‌شون هم میرسن. امسال دکتراشو تموم میکنه اما تو گفتی می‌مونم ایران و کار می‌کنم ... ← ب. [اون‌یکی همکار در پالایشگاه، که فقط ۸ روزه می‌شناسدش] هم داره زبان می‌خونه تا بره دکترا ... ← [یاد گفتگوش با ب. می‌افته تو سرویس برگشت به خونه، همه‌ی حرف‌های منفی نسبت به آینده ایران دوباره مرور میشن]

با این حساب دیگه انرژی و انگیزه‌ای نمی‌مونه واسه ادامه روز :)). تو بلندمدت هم تبدیل میشه به افسردگی صبحگاهی و باعث میشه خیلی سخت از خواب بلند بشی. نکته اینکه در فکرش هستم که جلوی هجوم این افکار رو بگیرم!

۹۷/۱۰/۱۶
ضیاء شیخ الاسلامی

نظرات  (۲)

با سلام
این که صبح زود از خواب بلند میشی به نظرم یه امتیاز براتون محسوب میشه!
به نظرم نباید انرژیتو از دست بدی،میدونی که خارج رفتن علاوه بر قوی بودن در دروس چیزای دیگه ای هم می خواد که شاید دست ما نباشه!

گفتی انرژی و انگیزه برای آدم باقی نمی مونه...
....اما.....انگیزه دقیقا برای چه کاری؟؟؟؟
پاسخ:
سلام
صبح زود بلند شدن باعث میشه خواب کاملی نداشته باشی و در طول روز چرت بزنی. من یه ربع به 6 بلند میشم و شب قبلش هم ساعت 12 میخوابم.
وقتی بریم تو شیفت کاری، حسابی برنامه زندگی می‌ریزه بهم :((

آره. لعنتی این مقایسه خودم با بقیه دوستام خیلی ناخودآگاه صورت می‌گیره. بارها شده که در طول روز مچ خودم رو می‌گیرم و به خودم توضیح میدم که ببین ...!!

انگیزه برای همه چی. از سلام و صبح بخیر با همکار گرفته تا خوندن مقاله جدید یا یادگرفتن یه چیزی. یه جوری حس مچاله شدن به آدم دست میده. این‌که تو هیچی نیستی و هر تصمیمی تا جالا گرفتی فقط باعث بد و بدتر شدن زندگیت شده. البته خوشبختانه من در این حالت شدیدش نیستم. و فقط تصمیم موندن در ایران کمی آزاردهنده شده.
سلام
موافقم.خواب کم واقعا آدم رو داغون می کنه!
ولی من خودم تو این موندم چطور نسل های قبل تر از ما واسه نماز صبح بیدار میشدن و سر کار میرفتن(در تایمی که شما تشریف میبرین سرکار) !!!
گذشته از این مسایل،به نظر من این عشق و علاقه شدیدا شدید به یه هدف دلبنده که آدمو به تلاش می کشونه و آدم  از خستگیش  احساس لذت می کنه.
اما اگه واقعا موندن تو ایران باعث داغون شدن انگیزت شده.....بسیار خب...تمام موانعی که باعث میشه تو نتونی خارج شی رو بشناس و راه حلش رو پیدا کن !
(فقط محض یادآوری ،خودم رو هم میگم، نباید هیچ وقت شکرگذاری از خدا به خاطر سلامتی رو از یاد برد که سلامتی جان مایه همه ی آرمان ها ی گذشته و حال و آینده ماست و هر آرزویی که داریم زیر سایه همین سلامتی هستش...).
با آرزوی سلامتی و پیروزی
پاسخ:
سلام
آره زمانه فرق کرده و ما نسل خواب تا 10 ظهر هستیم :))

یکی از مسائل خانواده هست. خیلی از اونایی که رفتن، بهم میگفتن خانواده قرار نیست همیشه کنارت باشه و در هر حال روزی از اونها جدا خواهی شد. اما من میترسم در دوری ازشون  اتفاقی بیافته و من نتونم کمکی کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی