نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

عصر دیروز رفتیم تماشای فیلم دهلیز در سینما سپیده. جای تبلیغ داره! که سینما سپیده از جمله سینماهای نیم بها در تهران است (شاید 

تنهاترین) فیلم متوسطی بود. 


در یک صحنه از فیلم، رضا عطاران می گوید: "من نمی خوام بمیرم."


هنوز هم که هنوزه تصویرم از مرگ به درستی شکل نگرفته. گویی تصور این جهان بدون فرض خودم بسیار دردناک و ناگوار است.


۷ نظر ۳۱ شهریور ۹۲ ، ۰۶:۳۶
ضیاء شیخ الاسلامی

بعضی عکس ها، اندکی بیشتر از یک عکس ساده اند؛ اگر مکثی روی آن ها باشد




من اگر جای زنبورها بودم یک دل سیر به آدم ها می خندیدم. شاید همین جدی بودن آن هاست که ...

۳ نظر ۲۸ شهریور ۹۲ ، ۰۵:۴۸
ضیاء شیخ الاسلامی

... و خیلی زود، شد آنچه شد!

بـــــــــــن بســـــــــــــــت.


۱ نظر ۲۵ شهریور ۹۲ ، ۰۶:۵۴
ضیاء شیخ الاسلامی

۳ نظر ۱۸ شهریور ۹۲ ، ۰۴:۰۴
ضیاء شیخ الاسلامی

استاد واسم یک مسئله تعریف کرده و ازم خواسته که یه هفته ای جمش کنم.

یعنی من الان همچین دوره ای رو سپری می کنم : 

و الان در مرحله ی زرد رنگ هستم! 

همیشه اینطور بودم! البته بدون گریه

۲ نظر ۱۸ شهریور ۹۲ ، ۰۳:۵۷
ضیاء شیخ الاسلامی

میگن سفر کردن و به مسافرت رفتن باعث میشه آدم پخته تر بشه. 

همچنین باعث میشه افراد دیگه رو در حین سفر بهتر بشناسه.

نکته اینکه فواید سفر با سختی های سفر رابطه ی مستقیم داره!

سفر اخیرمون به واقع چنین بود و لحظات بسیار سختی رو سپری کردیم. از جمله خراب شدن ماشین در

جاده کوهستانی زنجان-گیلوان.

به عنوان یک تجربه، هیچ وقت به امداد خودرو اعتماد نکنید؛ چون وقتی تماس گرفتیم و گزارش خرابی ماشین

رو دادیم، به محض این که گفتیم در فلان جاده هستیم، با بی رحمی خاصی گفتند نیرو نداریم! و برای اینکه از

سرشان کنند، گفتند به احتمال زیاد از آمپر بنزین هست و بنزین تمام کرده اید!! در حالی که کویل ماشین 

سوخته بود.

اما خدا بی مهری اونا رو خیلی زود با مهربانی های مردم شهر آب بر از دلمون بیرون کرد. انصافا هر لطفی 

که در حقمون انجام می دادن واسه رضای خدا بود و من شیفته ی اخلاق اون ها شدم. اخلاقی که بهش 

نیاز داشتم.

در مقابل مردم شهر مشهد اکثرا اخلاق و رفتار مناسبی ندارند و تحمل کردنشان بسیار سخت است! 



ناشکری خدا نباشد، اما به اعتقادم اگر تابستان را در خوابگاه سپری می کردم مفید تر می توانستم 

از وقتم استفاده کنم. علاوه بر آن به گونه ای برنامه نویسی شده ام! که در کوران سختی ها بازده کاری 

بسیار بالایی نشان می دهم. 

برای ترم جدید برنامه های زیادی دارم، از جمله کنکور دکتری!، 3 واحد درس تئوری + سمینار و پروژه ارشد.

پس کوران سختی برقرار است!


۲ نظر ۱۵ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۳۰
ضیاء شیخ الاسلامی

به نظرم انگیزه مهم ترین عامل برای پیشرفت در هر زمینه ایه. این عامل هر از گاهی در من کم میشه، 

مخصوصا مواقعی که تلاش زیادی رو صرف می کنم اما نتیجه ای در کارم حاصل نمیشه.


به نظر شما چطور میشه این عامل مهم رو در سطح بالایی حفظ کرد؟ 



۷ نظر ۰۲ شهریور ۹۲ ، ۰۵:۰۲
ضیاء شیخ الاسلامی