نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

الان تقریبا دو ماه و نیم هست که تو یه شرکت اپراتوری مشغول به کار شدم. 

کارم خیلی خیلی زیاده و من هم شبا خسته و کوفته می‌رسم خونه. (تقریبا این مورد جز خواسته‌هام بوده :)) )

همچنین پنجشنبه ها هم سر کار میرم (تا ظهر)

اینکه کارت زیاد باشه یه خوبی داره و اون اینه که بیکار نمی‌مونی!

اما وقتی از یه حدی بالاتر بره دیگه استرس بهت امان نمیده و سخته خونسردیتو حفظ کنی

همچنین از جنبه تفریح کم میاری

الان حدود 25 تا موقعیت شغلی خالی تو شرکت داریم. مدیرا از من نیرو می‌خوان و من هم وقت کم دارم ...


الان خواسته‌م اینه که حجم کاری‌م به حالت متعادل برگرده :))

واقعا سخته ...

۱ نظر ۱۲ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۵۷
ضیاء شیخ الاسلامی

تقریبا میشه 4 ماه. چهار ماه هست که جایی مشغول نیستم. یعنی جایی کار نمی کنم. یک سوم سال!

و فعلا همش و همش دارم مصاحبه میرم :)) دارم رکورد می زنم تو مصاحبه رفتن. البته هنوز ایده ای ندارم که قراره تهران بمونم یا برگردم تبریز یا گزینه های دیگه :|

تو این مدت می تونستم برم بگردم و جاهای مختلف ببینم، اما نکردم، پشیمونم نیستم!


واسه شما چطوری میگذره؟

۵ نظر ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۱۶
ضیاء شیخ الاسلامی

امروز با دو تا آهنگ قشنگ در خدمت‌تون هستم!


+ نگو تنهایی از گلاره شیبانی 

دریافت 


+  Chandelier  دریافت

 

امیدوارم شما هم لذت ببرید.

۴ نظر ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۳۰
ضیاء شیخ الاسلامی

تو این مدت جاهای مختلفی واسه مصاحبه دعوت شدم؛ از شرکتی که واردات خودرو خارجی انجام میده تا شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی. الان تقریبا 4 جا هست که شانس بالایی تو پذیرفته شدن دارم و البته دوست دارم در چنین جاهایی تجربه کسب کنم.

 تو 40 روز گذشته صبر کردن رو یاد می‌گیرم، چون رفته رفته پیشنهادهایی که دریافت کردم بهتر شده! البته نیاز خواهم داشت که به موقع عمل کنم و موقعیت رو از دست ندم.

۱ نظر ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۵۵
ضیاء شیخ الاسلامی

انتهای آذر، بالاخره دوره‌ی سربازی‌م تموم شد! ماه‌های آخر سخت می‌گذشت و من برای اینکه حمایت دوستانم رو برانگیزم، ده روز آخر پروفایلم (در تلگرام) رو تغییر می‌دادم و هر روز با یک استیکر به‌روز می‌کردم! در کنار استیکر هم مثه زندانی‌ها روی هر روز یه خط می‌کشیدم! بگذریم.

اما آذر که تموم شد، همزمان با اتمام سربازی، همکاری من با شرکتی که اونجا بودم هم تموم شد! از این‌که بچه‌هارو دیگه نخواهم دید ناراحتم. از یه طرف مشتاقم بدونم که تو چه شرکتی مشغول به کار خواهم شد!

۲ نظر ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۵
ضیاء شیخ الاسلامی