نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

انتظار ...

جمعه, ۷ شهریور ۱۳۹۳، ۰۶:۰۹ ب.ظ

این‌که ببینی یکی هست که داره انتظارت رو می‌کشه تا بری پیشش خیلی شیرینه!

معشوق از این‌که عاشق داره انتظارش رو می‌کشه مطمئنن راضیه. این انتظار کشیدن هم برای عاشق شیرینه ... .

ولی تو معادلات زندگی من، نشانی از عاشق و معشوق نیست ... . من به انتظار راننده‌ی سرویس خوابگاه قناعت کرده‌ام!

تو این فکرم که راننده‌ی اتوبوس داره انتظاره ما رو می‌کشه تا سوار بشیم و از این‌که یکی هست که منتظرمه خوش‌حالم!

اما راننده‌ی اتوبوس منتظره عقربه‌های ساعته تا بشه 10! اون منتظر من نیست!

او در زندان ثانیه‌ها اسیره و من در زندان اوهام خود ساخته‌ام.


۹۳/۰۶/۰۷
ضیاء شیخ الاسلامی

سرویس خوابگاه

زندان

انتظار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی