نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

حال و هوای این روزهای من و وبلاگم

چهارشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۷ ب.ظ

1

سرماخوردم، درست روزی‌که روز قبلش دفترچه‌ی بیمه‌م از اعتبار افتاد. اینجا و کامنت من در اینجا و ... 


2

حجم زیاد اطلاعاتی که تو نت ارائه میشه، باعث شده خوانندگان به سمت نرم‌افزارهای فید گروهی روی بیارن. حتی بازدیدهای وبلاگی هم کاملاً غیر مستقیم شده! از 255 (به اصطلاح!) بازدید کننده‌ی وبلاگ در روز دوشنبه، بیش از 200 بازدید به صورت چک کردن rss وبلاگ صورت گرفته. البته این روش، بهترین روش برای کاستن زمان مصروفی در نت هست، به خصوص که هر کدوم از ما درگیری‌های مختلفی رو در زندگی‌مون داریم.


3

بعد از 18 سال، برای اولین بار اول مهر رو در خونه بودم و به دور از محیط آموزشی تعیین شده از سوی نظام آموزشی!

اما این روزا تو دانشگاه ِدیگه‌ای هستم به اسم iUniversity. محمد نجفی در مورد مفهوم iUniversity این‌گونه توضیح می‌دهد:


مدام یاد بگیر

در یک هفته آینده سعی کنید برنامه‌ای آموزشی برای خود تدوین کنید. اینکه من مدرک دانشگاهی‌ام را گرفته‌ام و حالا فلان مدرک را دارم، چندان کمکی به شما برای تجربه یک زندگی نو نمی‌کند. جای این مدارک، در کشوی میزتان است تا شاید گاهی به دلیلی بیرون‌شان بیاورید و گرد و خاک‌شان را بگیرید و باز سرجای‌شان بگذارید. به جای این کار ایده «دانشگاه شخصی من» (iUniversity) را محقق کنید. به خصوص که سال نو در پیش است.

یک برنامه یک ساله آموزشی، شامل کلاس‌هایی که دوست دارید بروید یا کتاب‌هایی که باید بخوانید و ... طراحی کنید. یک دوره یک ساله که خودتان طراحی می‌کنید و شک نکنید نه تنها لذت بسیاری از آن خواهید برد بلکه بیشتر از همه آن‌ سال‌هایی که به اجبار یا بدون خودآگاهی در مدرسه و دانشگاه عمر گرانقدرتان را سپری کردید، چیز یاد خواهید گرفت.

یادگیری مادام‌العمر، بخش مهم و جدایی‌ناپذیر برای زندگی نو شماست...

 

به دانشگاه شخصی خودتان خوش آمدید...


 4

دکتر شیری در وب سایت خویش مصاحبه ی مفیدی را در مورد  رنگ باختن عشق و علاقه ی قبل ازدواج بعد از تشکیل زندگی به اشتراک گذاشته است. فرمت pdf. این مصاحبه رو میتونید از اینجا دریافت کنید.


5

آهنگ ستاره از شادمهر بسیار زیبا خونده شده. این روزها زیاد گوشش میدم. دانلود

نظرات  (۷)

سلام 
ضیا نمیدونم چرا گفتی:" اگه این مطلب در قسمت زنگ تفریح آورده بشه، مناسب تره!"
اما پیشنهاد میکنم یه مرور کوتاه از تمام سالهای زندگی و سال های مدرسه داشته باشی.
حالا به سبک خودشما یه سوال ;) هر کدوم از ما آدما یه سبک خاص برای زندگیمون داریم ، این سبک زندگی تو کلاس های تئوریک مدرسه و دانشگاه شکل گرفته ؟ یا با بودن در کنار دوستان و آشنایان و هم کلاسی ها در مراسم های مختلف و شاید زنگ های تفریح ؟!هان؟!
بیشترین آموزش هایی که در زندگی ما تاثیر دارن و سبک زندگی ما از روی اونها شکل میگیره بنظرم بیشترشون از نوع زنگ تفریح ، یا لااقل اگه چیزی رو آموزش میبینم همراه بازی و تفریح باشه و اجباری برای یادگیری اون نباشه ، تاثیر بیشتری در زندگی ما دارن .اینجا هم اشاره کردم http://www.motamem.org/?p=1908
جالب اینجاست که شما هم از  اتوبوس جهانگردی بی نصیب نموندی ;)
 
اما درخصوص اشاره شدن یا نشدن به موضوع ، تو قسمت زنگ تفریح درخصوص مانتیس ها نوشته شده بود .شاید خیلی ها به شوخی حرفهایی زدن که زیر همون پست میشه خوند .اما به نظرم این رفتار در مانتیس ها حرفهای زیادی برای ما داره .اینکه مانتیس  یا عنکبوت بیوه سیاه بر اساس یه استراتژی و شاید یه نگاه سیستمی این کار رو انجام میدن .اما خب ، در متن هیچ اشاره ای به این موضوع نشده بود .
پیرامون ما اتفاق های مختلفی میفته که ما برداشت های مختلفی از اونها داریم و از اونها آموزش میگیرم و خیلی وقت ها هیچ اشاره ی مستقیمی وجود نداره !


پاسخ:

سلام

راستش کامنت‌تون رو چند بار خوندم. اما نفهمیدم که الان با هم بحث باید داشته باشیم یا نه. چون احساس کردم هر دومون داریم یه چیز رو می‌گیم!

در دوران کودکی‌مون که خودمون نقش زیادی در شکل‌گیری سبک زندگی نداشتیم و بیشتر تاثیرپذیر بودیم. به عبارت دیگه؛ بودن در کنار دوستان و آشنایان و هم کلاسی ها در مراسم‌های مختلف و زنگ های تفریح (به خصوص در دوران کودکی) نقش بیشتری روی شکل‌گیری سبک زندگیم داشتند. این سبک زندگی می‌تونه همون قانون مورفی باشه که از اطرافیان به ما منتقل شده باشه.

بحث دیگه در پیدا کردن سبک زندگیه. سبکی که در همون دوران کودکی در ما نهادینه شده و ما ازش بی خبر هستیم تا این‌که بیوفتیم دنبالش و کم‌کم پیداش کنیم. در پیدا کردن سبک زندگی امکانش هست اصلاحاتی هم انجام بدیم. اصلاحاتی که میره در شکل‌گیری بهتر سبک زندگی موثر باشه. این اصلاحات می‌تونن برخاسته از کلاس‌های تئوریک دانشگاه هم باشه. (حتی از دروس تخصصی رشته‌ی تحصیلی)

البته قبول دارم که بازی‌ها نقش بیشتری در شکل‌گیری همون سبک زندگی دارند.


با توضیحی که در کامنتم در مورد بدترین نوشتم که مشکلی ندارید؟ 


اما چرا زنگ تفریح؟!

پست‌هایی که در قسمت زنگ تفریح هستند، چه ویژگی‌هایی دارند؟ مثه همون زنگ‌ تفریح‌هایی نیستن که غالب سبک زندگیمون رو ساختند؟

پست‌هایی که در سری‌های دیگه ارائه می‌شن چه ویژگی دارند؟ مثه همون کلاس‌های تئوریک دانشگاه نیستن که ما رو در تصحیح سبک زندگی راهنمایی میکنن؟

تو پست اتوبوس جهانگردی و قانون مورفی در متن هیچ اشاره‌ای در مورد مباحث شناختی نشده (همانند مانتیس که در قسمت زنگ تفریح گنجونده شده و در اون بحث های سیستمیک اشاره نشدن) یه جورایی سبک و سیاق همون کلاسهای تئوریک رو نداره. قبول دارید؟ معمولا در سری های دیگه (مثلا خودشناسی) در آخر منتظر این بودیم که به مطلب اصلی اشاره بشه. اما در پست مذکور چنین نبوده.

البته اینکه یک مطلب در قسمت زنگ تفریح گنجونده بشه به معنی سَبُک شمردن اون نیست؛ که گروه متمم امروز سری زنگ تفریح رو به سری های دیگه اضافه کرد چون میزان آموزنده بودن این قسمت رو در مخاطبان مشاهده کرد.

دانشگاه شخصی....
حالا که فکر میکنم ،میبینم که 
هدفم از ساختن وبلاگ سرمشق مهارت همچین چیزی بوده و هست . اما یه جاهایی کم گذاشتم  :(
پاسخ:
دانشگاه شخصی از جمله بحث های جدی هست که امروزه مطرح میشه.
عجب پست پرو پیمونی...
چسبید این پست.... منم یه مدتیه رفتم سراغ البوم قدیییییییمی شادمهر ..البوم مسافر...همه چیزش ب دل میشینه اصلا من عاشق فیلما و اهنگای ی دهه هفتادم... همشون یه حس خوبی دارن انگار همه چیز خالصانه تر و صادقانه تر بوده...
مصاحبه دکتر شیری رو هم الان میرم میخونم.
دانشگاه شخصی رو دوست داشتم..
موفق باشید
پاسخ:
نوش جان.
بله همین طور هست که میگین. خالصانه تر و صادقانه تر :)
سلامت باشین
:) سلام 
نه بحثی نیست و قرار نیست بحثی داشته باشیم :) نوع نوشته های من و حتی نوشته شما در متمم انگار دعوت به بحث کردن . :)
درمورد بدترین حرفی ندارم .
اما درخصوص اشاره مستقیم به موضوع ، خودم اعتقادی به این ندارم که همیشه ،همه چیز مستقیم بیان بشه .گاهی اشاره مستقیم به چیزی باعث گارد گرفتن و پس زدن ما میشه ، ولی زمانی که غیر مستقیم چیزی در ناخوداگاه ما قرار میگیره ، تاثیر بیشتری داره .
آی ستاره آی ستاره ...
منم این آهنگ شادمهر رو خیلی دوست دارم .دو سه هفته پیش زیاد گوش میدادم :)
پاسخ:
سلام 
این اولین و آخرین آهنگی هست که از شادمهر می گوشم!

سلام!

من که به شخصه قوانین مورفی رو توی زندگی خودم به خوبی حس میکنم حتی از قوانین نیوتون هم بیشتر:)

اولین سالی هست که اول مهر من 15روز زودتر شروع شده!!!

ایده ی خوبیه اما میدونید که ما توی ایران زندگی می کنیم  و برنامه ریختن هم اینجا 90درصدش دست خود آدم نیست و این قدرعوامل مختلف توی برنامه ریزی ها تاثیر داره که بعضی وقت ها حس میکنی اختیار زندگیت دست خودت نیست!!ولی کلا به عنوان یه برنامه ی بلندمدت فکر میکنم خیلی کارآیی داشته باشه.

اتفاقا یک هفته ی پیش یک پیج  این آهنگ رو پیشنهاد کرده بود.و وقتی توی اتاق پخشش کردم همه ی بچه ها به شدت باهاش خاطره داشتن!

فکر میکنم به خاطر قدیمی بودنش حس خوبی بهمون میده.اما نمیدونم این آهنگ هایی که الان گوش میدیم هم چند سال بعد همین حس رو ایجاد میکنن یانه!!؟

بعد ازچندین سال وبلاگ خوندن تصمیم گرفتم وبلاگ نویس بشم.امیدوارم تجربه ی موفقی باشه.

اگه دوست داشتید یه سر بزنین.همون خانم مهندس سابقم!

پاسخ:
سلام!

15 روز زودتر؟! چه خبره مگه! شما رو دست امیر کبیری ها زدین!
من هم با این آهنگ خاطره دارم که تو پست بعدی می نویسم!
به به تبریک میگم. تجربه ی جدیدیه براتون. ایشالا به سلامتی
حتمن سر میزنم و می خونم.
سلام
مرسی بابت معرفی دانشگاه شخصی.خیلی خیلی به موقع بود.منم ایشالا در آستانه ی دفاعم .خیلی حس خوبی داره که آدم یه سری از علایقشو یه جا جمع کنه و برنامه بریزه که بهشون برسه .راستی من 5 شنبه ها برا خودم کلاس مذاکره گذاشتم با فایلهای مذاکره آقای شعبانعلی :)
پاسخ:
سلام
این بحث مذاکره خیلی جدی هستش. من هم واسش برنامه ریختم.
۱۱ مهر ۹۳ ، ۰۹:۳۴ علی امامی نائینی
سلام ، واژه ی iunivercity  برایم جذاب بود و کاملا نیز حق باشماست . فکر کنم به کمک بک تم بتونیم دانشگاه شخصی خودمون رو در زندگی طراحی کنیم .
پاسخ:
سلام.
بله. همچنین بهتره که از یک جایی شروع کنیم. زیاد هم وسواس به خرج ندهیم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی