نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

اربعین بر سر خاک

يكشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۷:۰۸ ب.ظ

روز اربعین رفتیم سر خاک.

مامان یه جعبه نون اهری گرفت تا سر خاک نذری بدیم.

بعد نشستیم کنار قبر بابابزرگ، مامان‌بزرگ و دائی جان.

هر سه خیلی قبل‌ها از دنیا رفتن. اسفند 72، دائی فوت می‌کنن. خرداد 73 بابابزرگ و دی‌ماه 74 هم مامان‌بزرگ.

تصاویر مبهمی ازشون‌ به یاد دارم.

هر دفعه که سر قبر دائی‌جان می‌رفتیم، محفظه‌ای از جنس آلومینیوم، سمت بالا سرشون بود. عکس دائی داخلش قرار داشت.

اما این دفعه که رفتیم با صحنه‌ی دیگه‌ای مواجه شدیم؛ دزدها اون‌رو کنده بودن تا ببرن آلومینیومش رو آب کنن و پولی به جیب بزنن:


سر خاک - آلومینیوم


۹۳/۰۹/۲۳
ضیاء شیخ الاسلامی

نظرات  (۱)

۲۴ آذر ۹۳ ، ۱۸:۱۲ محمود بنائی
:/ امان از نداری! آدمها را به چه کارهایی وامیداره!.
پاسخ:
بله :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی