نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

کمال‌گرایی به بهای زندگی

يكشنبه, ۲ دی ۱۳۹۷، ۰۶:۰۳ ب.ظ

همانند بعضی‌های دیگه، پوستِ کمر من خیلی جوش میزنه. جوش‌های چرکین و آکنه و .... سالیان سال هست که این طوریه. شاید بیشتر از 10 سال. روش‌ها مختلف درمانی رو امتحان کردم اما خب جواب نگرفتم. داخل پارانتز بگم که اگه روش اثبات شده‌ای برای درمانش دارید، ممنون میشم در اختیار من هم قرار بدید.

خب این جوش زدن باعث میشه که لباسام (لباسای زیر) خونی بشه. اون اوایل من به طرز وسواس گونه‌ای فکر میکردم با کوچکترین خون روی لباس باید عوض‌شون کنم. و شستن لباس‌ها و لکه‌بری‌شون هم داستان خودش رو داشت. این کار از من انرژی می‌گرفت و رفته رفته تعداد جوش‌ها هم زیادتر می‌شدن. واقعا چیکار باید می‌کردم؟ شاید برای اون‌هایی که درگیر چنین چیزی نبودن، تصور این‌که خونی شدن لباس‌ها باعث ایجاد حس بد و تقصیر بشه سخت باشه. این حس تقصیر و خطا رو هر بار بعد از حموم رفتن داشتم. و از خودم می‌پرسیدم چرا؟ و چرا علم برای این مسئله جوابی نداره؟ این احساس تقصیر مانع از این می‌شد که در این مورد با بقیه صحبت کنم. و اگه از اطرافیان در این مورد می‌‌‌شنیدم، خشم پنهان درونم ایجاد می‌‌‌شد یا این‌که از کوره در می‌رفتم. پشت این خشم این سوال بود که «چرا من باید درگیر این مشکل (نقص) باشم؟» این نگاه کمال‌گرایانه (perfectionist) حسابی خسته‌م کرده بود.

اما دیگه کوتاه اومدم. از اینکه لباسم «باید» تمیز و غیرخونی باشه گریزی نبود. حساسیتم رو نسبت به این موضوع کم کردم. اگه حس می‌کردم جوشی ترکیده :)) این اضطراب رو نداشتم که «وای الان لباسم خونی میشه» حتی گاها به صورت عمدی باعثش می‌شدم و با آرامش خاصی کارهامو انجام می‌دادم. الان به قدری راحت هستم که صحبت کردن در موردش اصلا عصبی‌م نمی‌کنه. هر کسی نقص‌های به خصوص خودش رو داره و این نباید باعث حس گناه، تقصیر یا خشم بشه. کافیه که نقص‌های خودمون رو با تمام وجود بپذیریم.

نکته‌ی مهم این‌که رویکرد پرفکشنیست به مسائل زندگی، بار اضافه‌ای هست که روی دوش خیلی‌ها سنگینی می‌کنه. و داستانی که من بالا گفته‌م فقط یه جنبه‌ی کوچیک از زندگی هست. نمیشه پرفکشنیست باشی و بخوای زندگی کنی.

۹۷/۱۰/۰۲
ضیاء شیخ الاسلامی

نظرات  (۳)

با سلام
اگه یه مشکلی بوده باشه که من و تو توی اون مشترک باشیم،همین قضیه ی جوش و لباس زیره!!!
به نظر من پرفکت مرفکت بودن و این جور چیزا رو ول کن.مغز به طور اتوماتیک خودش بین انواع مود های مختلف سوییچ می کنه.
اما این خیلی مهمه که آدم به رفتار های گذشتش فکر کنه و رفتار های بد و مغرورانه اش (دور از حضور!) رو اصلاح کنه. شما که کنترل خوندی بهتر از من میدونی که سفینه بدون واحد کنترل عملا نه واقعا یه آهن قراضس!!
به هر حال منظور اینکه خوب بودن و منطقی بودن پرفکت ترین حالت آدمی هستش.
خبر های خوبی هم نوشتی.تبریک می گویم!
انشاا... که درسایه پدر و مادر به مدارج بالاتر هم می رسی!!!

پاسخ:
سلام
ای بابا، پس هم‌دردیم.
منظورت رو از رفتارهای گذشته و بد و مغرورانه نفهمیدم.
در ضمن مقایسه آدم با سفینه اصلا درست نیست. ناخودآگاه انسان خیلی قدرت داره و ما کنترل کاملی روی اون نداریم.
ممنون ازت.
راستی یه بیو از خودت بگو بیشتر آشنا بشیم.
آهان....منظورم  از رفتار های گذشته و ...   اصلاح اشتباهات بود.
مثال سفینه رو هم برای این گفتم که کامپیوتر سفینه تو هر لحظه از پرواز داره دائمن تصحیح انجام میده و میخواستم با این مثال اهمیت تفکر و اصلاح شدن رو برسونم.
پاسخ:
اهان گرفتم منظورت رو.
یه جمله‌ای هست میگه اگه ما مغز داریم، و ادعا میکنیم که مغزمون مثل بنز کار میکنه، حتما دچار خطاهای ذهنی هستیم! (داشتن ذهن => داشتن خطای ذهنی)
خطاهای ذهنی در تصمیم‌گیری‌های روزانه ما یه طوری ریشه دوندن که گاها فکر میکنیم بهترین تصمیم رو میگیریم اما بعدا متوجه اشتباه میشیم. خیلی وقت ها هم نمیشیم!
تو این مورد هم، پرفکت بودن جز خطاهای ذهن هست؛ که اگه من پرفکت باشم، خودم رو پرفکت کنم، یا خودم رو پرفکت نشون بدم، همه من رو دوست خواهند داشت و من از رنج و سختی دور خواهم بود. اما در حالی که این اشتباهه. زندگی رو انتظارات پرفکتشنیست ما نسبت به خودمون جلو نمیره. قواعد جدا داره.
کلا نتیجه گیری جالبی بود
ولی یه سوال!
از لحاظ شرعی مشکل نداره؟
پاسخ:
در این مورد تحقیق نکردم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی