نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

سوال

پنجشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۵:۵۴ ب.ظ

کدام‌ یک را می‌پسندید و ارزشمندتر می‌دانید:

            1 – موقعیتِ انجام گناه در جامعه باشد، اما آدمی در برابر آن مقاومت کند.

            2 – در جامعه موقعیت انجام گناه نباشد و فکر گناه کردن به ذهن آدمی خطور نکند.


پی‌نوشت: امروز صبح نگاهی دوباره به سوال بالا انداختم، و احساس کردم به توضیح بیشتری نیاز داره تا برای مخاطبان قابل هضم‌تر بشه. چون برخی از بازدیدکنندگان نگاهی به سوال انداختند و (احتمالا با نگاه معنی‌ داری) هر چه زودتر وبلاگ را ترک کردند. همچنین به نظرم رسید که به جای کلمه‌ی "گناه" از "خطا" نیز استفاده کنم تا بار مذهبی سوال کاهش یابد.

در قسمت اول سوال (بند 1)؛ از آن‌جایی‌که موقعیت‌های انجام گناه (یا خطا) در جامعه موجود می‌باشند، پس همیشه افرادی هستند که زمینه‌ی لازم برای انجام گناه را فراهم کنند. برای یک نمونه مثال، افرادی که مشروبات الکلی را وارد جامعه می‌کنند در نظر بگیرید. این افراد زمینه‌ی لازم برای انجام گناه دیگر افراد جامعه را فراهم می‌کنند. طبیعی است که افراد جامعه در برابر زمینه‌ی گناه فراهم شده، به دو گونه می‌توانند رفتار کنند: 1) در برابر انجام گناه مقاومت کنند. 2) گناه کنند.

در قسمت دوم سوال (بند 2)؛ جامعه‌ی دیگری را در نظر بگیرید که هیچ‌یک از افراد آن جامعه، شما را در موقعیت گناه قرار نمی‌دهد. در این‌صورت شما نیز مقاومتی در برابر گناه نخواهید داشت (البته فرض فوق به این معنی نیست که شما تصوری از گناه یا خطا ندارید. شما می‌دانید خطا کردن یعنی چه، اما کاربردی برای آن در جامعه پیدا نمیکنید!)

۹۳/۰۷/۲۴
ضیاء شیخ الاسلامی

سوال

نظرات  (۵)

مسلما 1.آدم باید توی موقعیت قرار بگیره تا بدونه چند مرده حلاجه!!وگرنه اگر شرایط انجام گناه نباشه که هممون بلفطره  پاک و معصوم هستیم!اصلا وقتی موقعیت گناه برات فراهم باشه و سمتش نری خیلی حس لذت بخشی بهت دست میده:)
پاسخ:
ممنون.
منتظر نظر تکمیلی تون هستم
منم نظرم رو مثل پری بانو شروع می کنم: مسلاما 1 !
اولاً: اگه گناه نباشه که آداما تعریفی از آن نخواهند داشت. وقتی هم ندانند گناه چیست و گناهی نشه انجام داد، خوبی و پاکی بی معنا می شه. ارزشش را از دست می ده. مثلا کسی که تا حالا فحش نشنیده، فحشی بلد نیست و بنا بر این از فحش استفاده نمی کنه. اما این نشانه ی ادب او نمی شه. بلکه راهِ دیگری نداشته است. با ادب اونیه که با وجود این که فحش بلده (درجه ی بدی فحش ها را در نظر نمی گیریم)، از آن ها استفاده نمی کنه و ادب را رعایت می کنه.
دوماً: همه چیز را باید شناخت و حتی شاید تجربه کرد، تا از آن درس گرفت و قوانین را درک کرد. وگرنه به نظرم فایده نداره و عملِ گناه نکردن به سمت پوچی حرکت می کنه. آدم باید برای کار هایی که انجام میده، دلیل داشته باشه، حتی برای گناه نکردن. لا اقل این عقیده ی منه که آدم وقتی مشروب نمی خوره، بدونه چرا مشروب حرامه. حرام نیست چون خدا دوست داشته این طوری باشه، بلکه ضرر داره و هزار دلیلِ دیگه وچود داره که بهتره مشروب نخوریم.
خطم کلام!
پاسخ:
ممنون که وقت گذاشتی و نظرت رو نوشتی. مخصوصا نصفه شب.
منتظر نظر تکمیلی هستم
سوالتون واضح هست و به نظرم منظورتون رو متوجه شدم.نمیدونم بعضی ها ممکنه چه برداشت دیگه ای از این سوال بکنند!!!
نظرم همونه.مثلا خانمی رو در نظر بگیر که توی یه شهر مذهبی در ایران به دنیا اومده و بزرگ شده و از بچگی هم اطرافش فقط خانم های با حجاب رو دیده و طبق اصول خانوادگی و مذهبی که داره حجاب رو انتخاب کرده(در نظر می گیریم که اجباری هم در کار نبوده).حالا یه خانم دیگه رو در نظر بگیر که به خارج از کشور مهاجرت کرده و به راحتی میتونه حجابش رو برداره اما طبق باور هایی که در ذهنش هست این کار رو نمیکنه.
به نظر من و به حکم عقل کار خانم دومی خیلی با ارزش تر و قابل تحسین تر از خانم اولی هست.
و یه مثال غیر مذهبی:
نوجوونی رو در نظر بگیر که از بچگی خانوادش همه ی شرایط رو براش فراهم کردند که به راحتی درس بخونه(از معلم های خصوصی گرون گرفته تا مدرسه ی غیر انتفاعی چند ده میلیونی و محیط آروم خونه بدون هیچ رفت و آمدی)و کلا توی ذهنش هیچ چیز دیگه ای جز فکر درس جای نگرفته.
حالا یه نوجوون دیگه رو در نظر بگیر که شرایطش خیلی عادی بوده.مدرسه ی معمولی و رفت و آمدهای خانوادگی و فرضا پدر و مادرش هم نظارت کافی روش ندارند و به راحتی میتونه همه رو بپیچونه و درس نخونه.
اما نوجوون دومی خودش راهش رو پیدا می کنه و با همه ی اون وسوسه های بیرونی مبارزه می کنه و بهشون نه میگه.
حالا به نظرت رتبه ی خوب اولی باارزش تره یا دومی؟
ببخشید اگه طولانی شد.بازم نمیدونم همون منظور شما رو رسوندم یانه!


۲۵ مهر ۹۳ ، ۱۵:۳۲ محمود بنائی
خیلی طولانی و فلسفیش نکنم دیگه، اگه موقعیت گناه نباشه که اصلا زندگی حال نمیده، اصلا دین و دنیا و آخرت معنی نمیده! ( نظرِ منِ ) 

قطعا 1... من اصن تو خونه  ی خودمون هر دو حالتش رو تجربه کردم .. وقتی ادم ازادی داره و خیلی از کارایی ک میتونه رو - چون خطا یا گناهن- نمیکنه خییییلی لذتبخشه و ب ادم حس قدرت میده...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی