نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

1

آخرین گوشی همراهی که گرفتین چی بوده؟، یا آخرین لپ تاپ؟ از دیدگاه مهندسی سیستم، به این گوشی یا لپ تاپ یا تبلت یا ... میگن سیستم. سیستم شامل یه سری از اجزاست. مثلاً داخل تبلت کلی آی‌سی‌های مختلف قرار گرفتن به همراه مقاومت و خازن و ... . یه سیستم مطمئنن ورودی و خروجی داره (حالا تعداد این ورودی و خروجی‌ها مهم نیست). ورودی‌ یک تبلت می‌تونه دکمه‌ی پاور باشه. خروجیش هم می‌تونه روشن شدن تبلت باشه یا نشون دادن تصویر روی نمایشگر.

مطمئنن این گوشی یا لپ‌تاپ اگه مارک معتبری داشته باشه به تنهایی به شما فروخته نشده و همراهش یک دفترچه راهنما گذاشتن تا اگه روزی، اشکالی در سیستم بوجود اومد به این دفترچه راهنما مراجعه کنین و اگه تونستین به رفع عیب مشغول بشین. (البته این دیدگاه مخصوص جامعه‌ی ماست! چون استفاده‌ی اصلی از دفترچه راهنما مربوط به قبل از کار با سیستمه. بگذریم) در حقیقت دفترچه‌ی راهنمای شرحی بر نحوه‌ی ارتباط این ورودی و خروجی‌هاست.

2

از طرف دیگه، درسته که ما آدمیم (البته اگه بعضی‌ها رضایت بدن) اما اگه به خودمون به عنوان یک سیستم نگاه کنیم در این صورت برای این سیستم نیازه که یک دفترچه راهنما تهیه بشه؛ تا بتونیم به درستی با ورودی‌ها و خروجی‌های سیستم تعامل کنیم. مخصوصاً این سیستم مهم‌ترین سیستمی هست که در طول عمر باهاش سروکار داریم.



3

این همه‌ نوشتم تا بگم که چند هفته‌ای هست دارم دفترچه راهنمایی برای خودم می‌نویسم. این دفترچه شامل موارد مختلفیه. مثلاً بخش "اگه حس و حالم خوب نیست" دو قسمت داره؛

یک: مطمئنی به اینا نیاز نداری؟

-          حموم رفتن

-          دوش گرفتن

-          مثبت فکر کردن

-          دعا کردن

-          خوابیدن

-          کمی چرت زدن

-          کار کردن

-          پول درآوردن

-          ....

دو: مطمئنی تو اینا زیاده‌روی نکردی؟

-          اینترنت

-          آهنگ گوش دادن

-          فیلم دیدن

-          نشستن

-          کار کردن

-          خوابیدن

-          فکر بی‌مورد کردن

-          مهم بودن نظر بقیه

-          ...


۳ نظر ۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۵
ضیاء شیخ الاسلامی

هفته‌‌ی قبل از بزرگترین سایت فروش آنلاین کالا، هدستی را به همراه دوستم خریدیم. هدستی که می‌خواستیم شامل دو عدد فیش ورودی بود به همراه یک میکروفون خارجی. فردای روز سفارش پیک هدستی را آورد که تنها یک فیش ورودی داشت و میکروفون هدست نیز به صورت inline  بود. تلفن را برداشتم و به خدمات پس از فروش آن سایت تماس گرفتیم. گفتند که منتظر باشید که فردا پیکی را می‌فرستیم که بیاید کالا را تحویل بگیرد و بررسی کنیم که آیا حق با شماست یا نه. فردا شد و گذشت اما پیکی نیامد. 


۳ نظر ۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۰
ضیاء شیخ الاسلامی

یکی از نقاط قوتم اینه که حواسم به اطرافم جمعه. کمتر پیش میاد تغییری تو محیط پیرامون اتفاق بیافته و من نفهمم. یه رفتار متفاوت، چینش متفاوت وسایل و ... . سه ماهی هست که رفیقی پیدا کردم که در این زمینه، کاملاً نقطه مقابل منه و حواسش اصلاً به محیط اطراف و اتفاقایی که در چهره‌ها و در رفتارها رخ میده نیست. حالا این نقطه قوت من شده یک نقطه ضعف؛ وقتی می‌بینم فلان تغییر بسیار واضح اصلاً به چشمش نمیاد و من هم نمی‌تونم بهش بگم که دریای احساس باشی و نتونی بروزش کنی.

به جرئت می‌تونم بگم بزرگ‌ترین کمکی که می‌تونم به روابطم بکنم در ابراز به‌جای احساساتمه.

۱ نظر ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۶
ضیاء شیخ الاسلامی