نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

بل حقیقت در حقیقت غرقه شد ~ زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

نیاز ناشناخته

در این وبلاگ قراره در مورد حس و نیاز ناشناخته‌ای که در درونم هست صحبت کنم.
همچنین راه و روش ارضای این نیاز رو مورد بررسی قرار میدم.
علاوه بر این‌ها، فعالیت‌های مهم روزمره‌ی خودم را می‌نویسم تا باشد عهدی با خود بسته باشم.

کامنت‌های نامربوط به حال و هوای وبلاگ، مدت زمان کوتاهی تایید می‌مانند!

آخرین نظرات

چند نکته به سبک امیر مهرانی و باران پاییزی

دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۰۵ ب.ظ

1

دیشب نزدیکای ساعت 1 بود که داشتم اخبار مربوط به سقوط هواپیما رو می‌خوندم. چند جمله‌ای از اخبار، جگر من رو آتیش زد، برای چند لحظه از خود بی‌خود کرد، و از خدا دلگیر. نوشته بود (چیزی که یادمه): "... در میان زخمی‌ها، پسر یک‌و‌نیم ساله‌ای به اسم ... دیده میشه که تمام بدنش باند پیچی شده (در اثر سوختگی) ..." از این خبر میشه این نکته رو به صورت ضمنی دریافت که پدر و مادر جوان این کودک، در سانحه‌ی هوایی فوت شدن (و الا در مورد زخمی شدنشون می نوشت.)

اما می‌خوام از خدا این سوال‌ها رو بپرسم که:

- چرا واقعاً؟ چرا اون؟

- چرا نکُشتیش مثه بقیه؟

- چه آینده‌ای میشه واسه این نوپسرِ سوخته جان، متصور شد؟ (با پدر و مادری نیستن که دلواپسش بشن)

- اون‌که تصویرِ پاکِ خودت بود، چرا باید واسه آینده‌اش این‌جوری عذاب شه؟
می‌تونستی مشیتت رو به شیوه‌های دیگه‌ای هم نشون بدی برامون ...

خدا! دَرکِت نمی‌کنم!

پست مرتبط


2

دیروز از امیر مهرانی، مَردِ خُوش‌فکر این‌ دوره زمونه، اون سوال معروفم رو در ask.fm پرسیدم. از شما هم می‌پرسم:

"اگه فیلم زندگیت رو می ساختن، به نظرت چند نفر دوست‌داشتن تماشاش کنن؟

چند نفر مایل بودن برای بار چندم اون رو ببینن؟ 

یا به نظرت دوست داری کدوم یک از بازیگرهای معروف، نقشت رو بازی کنه؟"

سایت مذکور رو بسیار خوب یافتم. فقط فیلتره! اونجا میشه نحوه ی سوال خوب پرسیدن رو تمرین کرد. اگه تونستید بیاید اون‌جا، از ما هم سوال بپرسید! باشد که جواب مناسبی بدهیم!


3

دوباره پیشنهاد می‌کنم که سینمایی according to greta رو تماشا کنین. دو جمله‌ی ارزش‌مند از این فیلم رو در ادامه میارم.

- در یک سکانس، گرتا خطاب به دوستش، جولی، میگه: "چی‌کار باید بکنم؟" و جولی ‌جواب زیبایی رو میده: "چی‌کار می‌تونی بکنی؟"

- تو همون سکانس  - در ادامه‌ی دیالوگ قبلی - جولی خطاب به گرتا می‌گه: "همیشه هم نباید سعی کنی کنترل امور زندگیتو بدست بگیری، گاهاً لازمه با جریانِ آبی که تو رو می‌بره هم مسیر بشی ..."


4

نوشتن پایان‌نامه تقریبا تموم شده و تنها ریزه کاری‌هاش مونده. تحویل استاد دادم و ایشالا قرار شد تا هفته‌ی آینده مجوز دفاع رو بگیرم.

 

نظرات  (۷)

1) ...
2) ...
3) "همیشه هم نباید سعی کنی کنترل امور زندگیتو بدست بگیری، گاهاً لازمه با جریانِ آبی که تو رو می‌بره هم مسیر بشی ..."

 4) ایشالله به سلامتی ، امیدوارم دفاع خوبی داشته باشین. منهم سهیمم !!! 
 .به خاطر اینکه کلا آدم کنجکاوی هستم ، اما اون شب فرصت دادم تا پایان نامه و کارای مربوط به پایان نامتونو انجام بدین  و  زیاد سوال پیچتون نکردم!
پاسخ:
ممنون. شما هم سهیم! 
پایان نامه رو تحویل دادم و به خاطر اینکه بیشتر از این سهم نبرید، از این به بعد وقت برای کنجکاویتون دارم!
۲۱ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۵۲ یک عدد خانم مهندس
1.من مصاحبه ای  که اون بچه رو نشون میداد هم دیدم واقعا وحشتناک بود و لرزه به تنم انداخت....ولی واقعا توقع دارین ما با ذهن محدودمون بتونیم حکمت کارهای خدا رو درک کنیم؟از کجا معلومه که آینده ی این بچه از من وشما بدتر بشه؟اما یه چیزی که برام تلخه نوع آزمایش الهی واسه این بچه است که خیلی سنگینه....امیدوارم موفق ازش بیرون بیاد.و چیز دیگه ای هم که دلمو به درد میاره بی مبالاتی یه عده آدمه که جون مردم ملعبه ی دستشونه....
2.اتفاقا امروز پست آقای مهرانی رو در مورد این سایت خوندم و به نظرم خیلی جالب اومد...اون پادکست قدرت پرسششون هم واقعا مفید بود(در راستای اون پستتون)
منم تو این سایت عضو شدم تا بلکه سوال های خوب پرسیدن رو یاد بگیرم...شما رو هم فالو کردم
3.این فیلمو گذاشتم برم خوابگاه دانلود کنم.(اینم یکی از مزیت های زندگی خوابگاهی!!!)
4.موفق باشید و ایشالا به سلامتی فارغ التحصیل بشین
پاسخ:
1. از بچه های شین آباد چند سالی کوچیکتره، حتی کودکی هم نکرده!
بدنش سوخته، هیچی نمی فهمه تو این سنش، جز درد! 
مادر و پدری هم (فعلا) نداره که بالینش بشینن، نوازشش کنن.
من با این ذهن محدودم، می خوام بگم خدا میتونست زندگی اون رو تموم کنه. چرا نکرد؟ می خواست به من و شما یاد بده که قدر سلامتیمونو بدونیم؟ حکمتش رو نشونمون بده؟ من میگم تو چیزای خیلی ساده تر هم میشه به این چیزا دقت کرد.
شاید بگین خدا اجرشو میده اون دنیا، قبول دارم. اما حقه یه زندگی تو این دنیا رو گرفته ازش.
میدونم دارم دخالت میکنم تو کار خدا، اما درک نمی کنم. نمی فهمم. 

2. میگم ask.fm یه بدی داره که نمیتونی ببینی کی فالو کرده! واسه همین یه سوال بپرسین (فقط یادتون باشه تیک مربوط به Ask anonymously رو بردارین!)

راستی چرا هیچ کس به سوال من پاسخ نمیده؟!

3. ایشالا

4.ممنون
۲۱ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۰۲ یک عدد خانم مهندس
میفهمم چی میگین...اما به نظرم اگه با یه آدم مطلع راجع به این موضوع و حکمت خدا صحبت کنید بهتر باشه...
مگه چه سوالی پرسیدین؟من که چیزی ندیدم
پاسخ:
این سوال که روی پسته:

"اگه فیلم زندگیت رو می ساختن، به نظرت چند نفر دوست‌داشتن تماشاش کنن؟

چند نفر مایل بودن برای بار چندم اون رو ببینن؟ 

یا به نظرت دوست داری کدوم یک از بازیگرهای معروف، نقشت رو بازی کنه؟"

۲۱ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۴۳ یک عدد خانم مهندس
خب از من بپرسین....راستی دوباره که سوال پرسیدم یادم رفت اون تیک رو بردارم سوالم ناشناس اومده براتون
پاسخ:
پرسیدم!
اگه فیلم  زندگیمو بسازن ، خیلی ها دوست خواهند داشت تماشاکنند.
عده ای از روی کنجکاوی ، عده ای برای درس گرفتن ، عده ای برای اینکه بدونن چی باعث شده آدم مغروری به نظر بیام (چون خیلی ها در نگاه اول و قبل از شناختن من بهم میگن آدم مغروری بنظر رسیدی در برخورد اول ، اما بعد میگن اینجور نیستی !)و...
  بزرگی میگفت ، "زندگی مطالعه نشده  ،ارزش زیستن نداره ."
من میگم : زندگی ،زندگی نشده ،ارزش دیدن نداره .ما اگه  خودمون رو زندگی کنیم و درست زندگی کنیم ،  تجربه ی جدیدی به جهان اضافه کردیم. اگه راه خودمون رو زندگی پیدا کنیم ،قطعا خیلی ها زندگی ما رو به تماشا مینشینن.
بستگی به اون شخصی که داره فیلم زندگیمو تماشا میکنه داره ، که بخواد چند بار تماشا کنه.اینکه هیجانات و فراز ونشیبهای زندگی من ، تا چه اندازه برای او ملموس و یا غیر واقعی باشه، دیدین که بعضیا ، برخی اتفاق های زندگی مارو که میشنون عین  ه دوچشم میشن!؟ بنظرم این مدل از آدما چند بار زندگیمونو تماشا میکنن تا با دقت بیشتری به انتخاب های ما در شرایط بحرانی و حساس زندگی فکر کنند.
خیلی ها به من میگن رفتار و میمک صورتم شبیه لعیا زنگنه س!! .اما ترجیح میدم خودم زندگیمو بازی کنم ، نه یکی دیگه 

پاسخ:
ممنون که جواب دادین! 

پس هر چه زودتر یه کلیپ از فیلم زندگیتون بدین بیرون!

من اگه بخوام به فیلم زندگیتون نگاه کنم، ابتدا از سر کنجکاوی خواهد بود.

چقدر این جمله تون خوبه که "ما اگه  خودمون رو زندگی کنیم و درست زندگی کنیم ،  تجربه ی جدیدی به جهان اضافه کردیم. اگه راه خودمون رو زندگی پیدا کنیم ،قطعا خیلی ها زندگی ما رو به تماشا مینشینن."

میمیک صورت  :)
راستی، من این چند تا سایتی که فیلتر هستن رو نمیتونم ببینم.اما کنجکاوم جواب  آقای مهرانی رو در جواب سوال شما بدونم .امکان داره آیا؟
فیلتر شکن ندارم در حال حاضر ، به خاطر سرعت خیلی خیلی خیلی کم ...
پاسخ:
بعله که امکان داره.
این هم لینکش

آقا ضیا گاه یک واژه فارسیه و کاربردش با تنوین از نظر دستوری روا نیست.زیاد به چشم می خوره تو وبلاگت.گفتم بهت بگم

پاسخ:
ممنون بابت یادآوری. گه گاه از دستم درمیره!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی